۱۸ آذر ۱۳۸۸ بدون عنوان
شهر زنجان/ پاییز1388
هوتن [ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ]

یه کم ادیت زیادش، اذینم میکنه.


گوهری [ ۲۵ آذر ۱۳۸۸ ]

اینبار انگار خدا به جای اینکه باران رحمتش رو نازل کنه نعمتش رو تمام کرده و ابرها رو برای ما به زمین می فرسته.مثل همیشه فوق العاده


ناخدا [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

چرا نه در پی عزم دیار خود باشم ، چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم ، غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم ، به شهر خود روم و شهریار خود باشم ، ز محرمان سراپرده وصال شوم ، ز بندگان خداوندگار خود باشم ، چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی ، که روز واقعه پیش نگار خود باشم ، ز دست بخت گران خواب و کار بی‌سامان ، گرم بود گله‌ای رازدار خود باشم ، همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود ، دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم ...! بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ ، وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم ...


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی Security Code
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
29482