سلام ای غروب غریبانه ی دل....
سید حمید جبلی [ ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ]

خوشه ای از ملکوت تو مرا دور انداخت !
من هنوز از سفر باغ ارم دل تنگم
گرچه بخشید گناه پدرم آدم را!
به گناهان نبخشوده قسم دل تنگم
حال ، در خوف و رجا رو به تو بر می گردم
دو قدم دلهره دارم ، دو قدم دل تنگم


ناخدا [ ۲۶ تير ۱۳۸۸ ]

به دل می سپارم تو را تا نمیرد ...


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی Security Code
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
399304